کیا با اجازه ای گفت و با قدم های آهسته ای از راه روی بیمارستان عبور کرد.او که رفت؛ مادر نفسش با پر فشار بیرون فرستاد و رو به من گفت:« تو شام خوردی؟»
ما را در سایت پارت های ۱۷۰تا۱۷۴ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 364 تاريخ: جمعه 11 آبان 1397 ساعت: 1:13